سلام سپیده جان.
خوشحالم بالاخره خودتم به وبم که به اسم و در توصیف عقاید واقعیت و محبت ها و رفتارهای عالی شخصی و اجتماعیته اومدی.
می دونم الان سرکار و زحمتت هستی.
ممنون زیاد بابت این هدیه تولد امسالم که بهم دادی.
می دونم وقت آزاد و استراحتت حتی خیلی کمه
بهت افتخارمه.
کاش از ده سال قبل که به فکر یافتن دوست دایم زندگیم افتادم فقط و فقط خودت را ازاول می دیدم و می شناختم هرچند اون موقع هم خیلی جوان می بودی سن دوستیت نبود اماکاش هرگز هیچ اسم دیگری که الان می فهمم همشون کذایی و گذری بوده اند بخاطر شتاب کردن غیرمنطقی من وارد زندگیم شده اند به زندگیم نمی اومدند و فقط خودت می بودی.
الانم دیرنشده.
خوشحالم باهات آشنا شدم.
کاش صدتا مثل تو در کل دنیا بود اون موقع بدون معجزه و انبیای نوین هم که نیستند می شد باز دنیایی بهشتی پدید آورد.
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
- درباره ازدیاد جمعیت...
درباره حقوق بشرغربی...
================
بعضارهبر مطالبی که می گه به فکر و تجربه من نوعی کمی غیرمنطقی میاد اما سالها بعدش می فهمیم دوراندیشی بوده.
البته خوب ایشون تنهارهبر شرقه اهل مطالعه هم هستند مخصوصا تاریخ ایران را طبعا وسعت دیدشون بیشتره...
چندوقت قبل مدام تایید و تاکید کردند که باید تعداد اولاد را افزایش داد در خانواده های ایرانی.
نکردند این می شه دیگه.
ازسویی جمعیت کشور مدام پیرتر و فرسوده تر می شه. این در درازمدت جلو پیشرفت در دنیا را هم خواهد گرفت.
ازسویی همین می شه که تعداد دانشجوهاهم نقصان می یابه.
چون قبلا خانوارها پرجمعیت تر بودند دستکم از هر خانواده ای یک نفر دانشجووارد می شد الان از هرچندخانواده یکیشون می شه دانشجو.اینم در دراز مدت جلو پیشرفت علمی کشور را می گیره.
خوب البته گرانی و بی کاری هم مزید علته اما به نظرمن بازم بیشتر تقصیرها پای خود مردمه.
طرف می گه پول و حوصله و وقت ندارم بدم برای داشتن تعداد اولاد بیشتر،
اما همون آدم را می بینی ماهانه میلیونها تومن هزینه می ده برای آرایش های آنچنانی مو و سر و بر و رویش
می شد مانند امثال سپیده با سادگی هم البته با مجبت ذاتی امثال سپیده، همون جذابیت ها را سبب شد.
یا مردهامون جلو در دانشکده و کتابخانه عمومی ساعتها می ایستند صدهاهزارتومن پول سیگار می دهند اما بگی کتاب بگیر دستت یا شعور پیدا کن، دیگه هی
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
یک مورد خیلی جالب هم از سپیده سراغ گرفتم اونم درست غذاخوردنشه مخصوصا بیرون چه کنار گذر باهم بنشینیم و خوراک بی نهایت خوشمزه آماده شده توسط مادرخودش را بخوریم چه بعضا بریم رستوران.
یک بار رستورانم. بودیم باهم.
منم آروم می خورم اما بازم غذام کمابیش می ریزه این ور اون ور البته خیلی جزیی اما خوب جالب بود برام که سپیده مثلا می خواست فلفل برداره اول با چنگال اشاره بهش می کنه از من می پرسه فلفل؟ یعنی تو نمی خوری؟
بعدکه می گم نه خودش برمی داره اونم آروم می خوره خوراکی ها را اما جالبه یک نوک سوزنشم نمی ریزه این ور اون ور یا روی لباسش.
حتی یه بار بستنی قیفی گرفتیم داخل تاکسی مدام نگران بودم کف صندلی نریزیم سبب گرفتاری ها بشه اما دیدم سپیده تا آخرش را آروم و مرتب خورد یه قطره اش هم نریخت !!!
فکرمی کنم مادر سپیده هرکی هست زن کدبانوییه چون هم غذاهایی که می پزه بی نهایت خوشمزه است و هم تربیت سپیده از هرجهت دیدم و می بینم که خیلی عالی بوده...
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
با سلام.
الان داشتم دوستان جدید را دعوت و لینک می کردم متوجه وبلاگ مدافعین حرم هم شدم.
یادم اومد بعضا همکیشام تعجبشونه چرا مثلا یک ایرانی میره برای دفاع از سوریه و ... !!!
اتفاقا جای ستایش دارند این عزیزان چه آنها که شهید شده اند و چه برگشته اند،
چون این امر فداکاری ایشان صرفا دفاع از مظلومیت مردم سوری دربرابر امثال داعشی ها نبود بلکه غیرمستقیم دفاع از حریم امن و امنیت ایران و ایرانی ها هم بوده یا هست چون این جور فاسقین وابسته به دستان پنهان سیاست متعصب غربی قصدشون فقط تخریب سوریه و مردمانش نیست، قصد تخریب انسانیت را در تمام دنیا دارند.
و یک مورد جالب هم هست که ارامنه ای که تقریبا یک قرن قبل توسط دولت متعصب ترکیه آن زمان کشتارگروهی می شدند وقتی به سرزمین های مجاور دور یا نزدیک پناه می برده اند اتفاقا مسلمانهای سوری اولین و بیشترین محبت و سرپناهی را به این آوارگان اجباری مسیحی می داده اند یعنی نه تنها من نوعی ارمنی نباید از وجود افرادی تحت عنوان مدافع حرم متعجب بشم بلکه به عقیده شخص من اول از همه ارامنه باید بدین عزیزان احترام می دادند چون از افرادی پشتیبانی می کنند که دههاسال قبل نخستین سرپناه پدرانشون بودند که آن زمان بیهوده و به مظلومیت کشته می شده اند. یا حتی می شد گفت همکیشان منم شاید باید در کنار عزیزان مسلمان ایرانی خود به مبارزه می پرداختند.
اینگونه برداشتهای متحیرانه صرفاا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا